گرمی سیتی
گوناگون-مذهبی -سیاسی-اجتماعی-اقتصادی-فرهنگی-ورزشی-علمی-گردشگری شهرستان گرمی

گِرمی از شهرهای قدیمی استان اردبیل ایران و مرکز شهرستان گرمی و جزئی از دشت مغان است.

گرمی 2014

 شهرستان گِرمی یکی از شهرستان های استان اردبیل در ایران است. این شهرستان در شمال غربی کشور و شمال استان اردبیل بین ۳۸درجه و۵۰دقیقه تا ۳۹درجه و ۱۰دقیقه عرض شمالی از خط استوا و ۴۷درجه و ۲۵دقیقه تا ۴۸درجه و ۱۲دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است.

 خوش آمدید بفرمائید از مناظر شهر زیبای گرمی بازدید نمائید

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1392ساعت 21:36  توسط  گرمی سیتی  | 

13930415111630453_PhotoL-300x206

آزادلو : نماینده مردم پارس‌آباد و بیله‌سوار در مجلس شورای اسلامی گفت: در سخنرانی امروزم در مجلس پیشنهاد دادم تا استان مرزی مغان تشکیل شود تا رسیدگی به کارهای این منطقه بیش از گذشته انجام شود.

حجت‌الاسلام حبیب برومند اظهار کرد: در سخنرانی امروز در مجلس پیشنهاد دادم تا با محوریت شهرستان‌های گرمی، پارس‌آباد، بیله‌سوار و مشگین‌شهر و شهرهای اصلاندوز و جعفرآباد استان مرزی مغان تشکیل شود تا رسیدگی به کارهای این منطقه بیش از گذشته انجام شود.

این نماینده مجلس با بیان اینکه در برنامه‌‌ریزی‌ها و هدف‌گذاری‌ها منطقه مغان مورد بی‌توجهی و گاه غفلت واقع شده است، گفت: بنده در طرح پیشنهادی خود به دولت محدوده استان شدن مغان را به عنوان یک استان مرزی تعیین کردم و در این زمینه پیگیری‌های لازم را انجام خواهم داد تا بسیاری از امور به انجام برسد.

به گزارش فارس برومند با انتقاد مجدد از معاون سیاسی و امنیتی استاندار اردبیل مدعی شد که ایشان با دخالت‌های بی‌جا در عزل و نصب‌ها مانع توسعه استان و منطقه مغان شده است و در ادامه افزود: با نام دولت روحانی امروز هر کاری را که در استان اردبیل می‌خواهند انجام می‌دهند، به طوری که بنده به صراحت اعلام می‌کنم که ضروری است در این زمینه استاندار اردبیل تذکر لازم را به معاون سیاسی و امنیتی خود بدهد تا بیش از این در امور مختلف دخالت نکند.

وی تصریح کرد: تندروی‌ها و برخی خودسری‌ها در دولت اعتدال جایی ندارد و به یقین باید تلاش کنیم تا خروجی دولت یازدهم خروجی بر مبنای اعتدال باشد.

نماینده مردم پارس‌آباد و بیله‌سوار در مجلس شورای اسلامی با یادآوری اینکه فرماندار پارس‌آباد از توانمند‌ترین و کارآمدترین فرمانداران است که به غیر از دستور اخیر مبنی بر بستن قهوه‌خانه‌ها و قلیان‌سراها هیچ خطایی از او سر نزده است، گفت: بنده تا زمانی که در جایگاه نمایندگی مردم فعالیت می‌کنم از فرماندار اصولگرا، پرتلاش ساعی و بی‌ادعایمان دفاع خواهم کرد و هیچ علاقه‌ای ندارم که به برخی گروه‌ها و احزاب سیاسی باج بدهم.

منبع:


برچسب‌ها: پيشنهاد, تشكيل, استان مغان
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 17:15  توسط  گرمی سیتی  | 

آزادلو : این مطلب در سال ۸۹ و در شماره ۲۱ مجله سارای چاپ شده است و خواندن آن علی رغم طولانی بودن برای کسانی که در شهرستان گرمی زندگی کرده و می کنند، بشدت توصیه می شود :

کودکی های جامانده در کوهستان

کودک که بودم یکی از بزرگترین سرگرمی هایم خواندن سنگ قبرها و اشعار و تاریخ ولادت و وفات مردم محله بود که هفته یی یکی دوبار به گورستان می کشاند مرا که مبادا آمار مرگ و میر جدید شهر از دستم برود . این هم برای خودش یک شغلی محسوب می شد بی مواجب ، بی اجر ، بی منت ، بی هیچ چشمداشتی . حالا که نیمی از دهه چهارم عمررا هم سپری کرده ام بازهم بوقت مراجعت به زادگاه این دلمشغولی سراغم می آید و این بار به جای گورستان ، دستم را می گیرد و به تیرچراغ برقها و در و دیوار شهر می کشاند تا با خواندن آگهی های ترحیم برعمر باز رفته بگریم و یک یک اموات را در چشمخانه ام شناسایی کرده و خاطرات رنگ و رو رفته دهه شصت و اوایل دهه هفتاد را در ذهنم بازسازی کنم.
روزهایی که نه تابستانش قابل تحمل بود و نه زمستانش . از هرم گرمای تابستان و مگس هایی بس فراوان که داخل دهان و دماغ آدم هم می شدند رم می کردیم و می رفتیم به آغوش سرما ، و صف طویل نفت و حلبی هایی توی صف که از نفت فروشی « کلوز» شروع می شد و حتی تا حمام « مصطفی » هم می رسید چیزی حدود پانصد متر . انگار این دبه ها چسبیده بود به دستانمان ، زمستان باید نفت در درونش حمل می کردیم و تابستان که می شد با یک دبه سفید رنگ عوض‌اش می کردیم و از این چشمه و آن دره در پی آب ، عطشان عطشان هروله می کردیم تا پس از ساعتی چند با دو دبه آب شرمنده چشمان مادر نباشیم . مادری که خود همیشه یکپای این قضیه بود و هر روز ظرفها و لباسهای چرک را توی یک چرخ دستی می ریخت و می داد به دستت تا بروی به باغ احمد دشتی که از جلوی آن نهری کم آب عبور می کرد و آنجا می شد کثافت بچه و ظرفهای دیشب را با آبی که هنوز بر سر تمیز یا نجس بودنش حرف و حدیث بود گربه شور کرد . حالا من می گویم باغ احمد دشتی و تو می شنوی غافل از اینکه فاصله خانه تا آنجا چیزی حدود بیست کیلومتر با پای پیاده و چرخ دستی را نمی توانم معنی کنم !
آن سال سال مار بود به گمانم . مادر می گفت مار هم گرما را دوست دارد به همین خاطر آن یک چیکه بارانی هم که سالهای قبل می بارید از زمین مضایقه شده بود و چیزی حدود چهار ماه از شیر آن خانه حتی یک چکه هم آب پائین نیامد و اواخر مهرماه که بالاخره طلسم شکست و آب با شیر آشتی کرد تا چند روز بعدش هم بجای آب از شیر گل و لای و زنگ لوله های فلزی بود که سرازیرمی شد.
تازه این آب آوری هم شغل دوم محسوب می شود و از کله سحر تا لنگ ظهر باید «انجیر» می فروختیم و وقتی اواخر کار یخ « جلْاب » آب شد و بازار از تک و تا می افتاد بر روی گونی های گندم تلنبار شده حاج ولی در « آشاقا بازار» که الان به بازارچه سعدی معروف شده است زیر هرم آفتاب لم می دادیم و برای لحظاتی خواب به چشمانمان می آمد تا دوچرخه کرایه‌یی که یک دورش یک تومان بود سرش خلوت شود و ماهم به دور از چشم اغیار یک تومانی بدهیم و عاشقی کنیم غافل از اینکه ….
این اولین و آخرین یک تومانی بود که برای دوچرخه دادم و بعد از آن به ابوی قول شرف دادم که از این کارها نکنم و این عقده بود که در بیست و پنج سالگی با اولین حقوقی که از سربازمعلمی گرفتم یک عدد دوچرخه دنده دار برای بچه ها خریدم تا بلکه در رکاب آنها من هم کودکی کنم و کردم و چه شبها که تا خود صبح کوچه و خیابانهای پرفراز و نشیب شهر را با دوچرخه گز کردم.
حدیث کم آبی به این سال محدود نشد و چندین و چند سال بعد هم بعنوان اساسی ترین معضل مطرح شد و یکبار که رئیس جمهور وقت می خواست سری به شهر ما بزند به کودکانی هم سن و سال من هرکدام کاسه‌یی به دست دادند تا هنگام بازدید رئیس جمهور آب را گدایی کنیم که نه رئیس جمهور آن روز آمد و نه ما توانستیم با کاسه‌یی بی آب در دست دلش را کباب کنیم.
زمان جنگ بود . شبها از ترس تا خود صبح شصت بار دستشویی می رفتیم و هر کلاغی که در تاریکی شب از درختی به درخت دیگر می پرید احساس می کردیم که حتماً جنگنده های عراقی اند و دارند حمله هوایی می کنند نگو که اصلاً در نقشه‌یی که دست صدام بود اسم شهر ما وجود نداشت ولی از آنجایی که فکر می کردیم بالاخره علی آباد هم برای خودش دهی‌ست در نتیجه احساسمان این بود هر آن امکان حمله هوایی وجود دارد و به این خاطر تا خود صبح پهلو به پهلو می شدیم . روزها هم که کارمان شده بود حضور فعال در راهپیمایی ها ، تشییع جنازه ها، صف نان بربری ، سهمیه روغن نباتی ، قندو شکر ، کوپن و خیلی چیزهای دیگر . انگار خلق شده بودیم برای توی صف ایستادن . جان می دادیم برای چهار ساعت توی صف پنیر و سیگار و تاید و صابون ماندن . آخر مگر سیگار را هم سهمیه می دهند ؟ بعله می دهند خوبش را هم می دهند فله‌یی هم می دهند!
آن موقع ها ساختمان بنفش رنگ مسجد جامع با آن کاشیهای بیاد ماندنی نگین شهر محسوب می شد و درست روبرویش تعاونی مسافربری بود که بعدها کلاً خراب شد و میدان امام فعلی را بجایش ساختند یک سه راهی نقلی و خیابانهای نقلی و پیاده روهای نقلی تر تمام شهر محسوب می شد.
تنها مکان فرهنگی شهر روزنامه فروشی آقای موسوی بود که آنهم بصورت کامل روزنامه فروشی نبود بلکه وسایل خانگی فروشی بود که یک قسمت اش بنا به ذوق و اشتیاق شخصی ایشان تبدیل شده بود به روزنامه فروشی و در برهوت روزنامه‌ها چهار تا روزنامه اطلاعات و کیهان ، جمهوری و رسالت خودنمایی می کردند و تعدادی مجلات وابسته به مؤسسه دولتی آن موقع ها عصر ،عصر مجلاتی از قبیل جوانان امروز، اطلاعات هفتگی ، دنیای ورزش ، دانستنیها ، کیهان ورزشی ، کیهان بچه ها و… بود که داستانش را قبلاً در یک جای دیگر گفته ام و حدیث عشق و عاشقی و رقابت عشقی من و فاضل هم همانجا بود.
ادارات دولتی هرکدام شعبه‌یی داشتند و شهرهای بیله سوار و پارس آباد هم برای کار اداری می آمدند گرمی . از بانکها فقط بانک ملی بود و بانک استان که بعدها اسمش شد بانک صادرات و ساختمانش هم تغییر کرد.
محمد آقا شهردار هنوز زنده بود که هیچ بلکه با اراده‌یی تمام نشدنی طرحهای چندین ساله اش را پیگیری می کرد و هر روز از راننده های اتوبوس خط تهران به رئیس مجلس نامه می نوشت و آن حکم معطل مانده سی ساله اش را طلب می کرد و قول شرف می داد که از محله صاحب الزمان به محله عباسیه یک پل هوایی بزند . بیچاره بالاخره بی آنکه رنگ حکم شهرداریش را ببیند غریب و بی کس جان داد.
« حاتم » اما هنوز که هنوز است چهار تا کت را روی هم می پوشد و سی سال آزگار است که در پی معشوق ابدی – ازلی اش لندرور شیری رنگ آمار تمام لندرورهای مغان را دارد و رفیقی که می خواست او را یکبار هم که شده به وصال معشوق برساند جلوی پایش با لندرور ترمز کرده بود و در کمال تعجب دیده بود که حاتم خودش را خراب کرده است. این حکایت خراب شدگی ازلی یک مجنون چهارچرخه شیری رنگ بود که هم سؤال را خودش می کرد و جواب را خودش می داد و آدم موقع حرف زدن باهاش مشکل چندانی نداشت چون اساساً نیازمند دو تا گوش مفت و لاغیر .
شاید در این بیست ، سی سال بزرگترین تغییر همان میدان امام باشد و الاّ گل و لای معروف شهر هنوز هم که هنوز است البته نه به آن قوت – به حضور خود ادامه می دهد و بقول آن معلم مان که می گفت وقتی هوا در اردبیل ابری می شود در گرمی از گل ولای نمی شود قدم از قدم برداشت.
و این چنین بود که هر کداممان همان اول پائیز یک جفت چکمه شادانپور نشان ساق بلند می گرفتیم تا در گل و لای و برف هم از سرما در امان باشیم و هم شلوارمان خیلی زود گل آلود نشود و این پای بیچاره از دست کفش های پلاستیکی که به میخی معروف بود و هم مال پلوخوری بود و هم فوتبال راحت شود.
آن موقع ها فقط سی تا تاکسی در سطح شهر فعال بودند و آنها هم فقط سه مسیر ثابت داشتند و از جلوی مسجدجامع به عباسیه ، پمپ بنزین و هلال احمر مسافرکشی می کردند . هر چند آن زمان محله هلال احمر هنوز نصف الان هم نبود ولی مواقعی که تعداد مسافر می زد بالا دو تا مینی بوس فیات و بنز هر جوری که بود حمل و نقل مسافر را برعهده می گرفتند و نقش خط واحد را بازی می کردند و برای من سه ماه تمام بعنوان شاگرد مینی بوس بنز کار کردن هم عالمی داشت آنهم از قرار روزی سی تومان . هرچند که ده پانزده روز آخر را هم حقوق نگرفته باشی.
حالا تو بگو شهری که بعد از بیست و پنج سال تقریباً با همان مختصات در لابلای کوههای مه گرفته قرار دارد چه تفاوتهای بنیادین در این مدت به خود دیده است. مگر نه اینکه فقط باند بازی ، گروه بندی و طایفه بازی بیشتر شده و ممد آقا تنانی مرده و حاتم یک کت بیشتر بر روی کت های قبلی می پوشد و تعداد ممدآقاها کمی زیادتر شده است .


برچسب‌ها: کودکی های, جامانده در کوهستان, گرمي
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 17:13  توسط  گرمی سیتی  | 

آزادلو : نامه سرگشاده مدیر مسئول پایگاه خبری آزادلو به دکتر مجید خدابخش، استاندار اردبیل :

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر مجید خدابخش؛ استاندار محترم استان اردبیل

سلام علیکم

 آقای استاندار، روی حرفم با شماست. در اینکه شما یکی  از برجسته ترین افراد از لحاظ علمی و سیاسی در استان هستید شکی نیست. اما شما اگر یادتان باشد وقتی کلید تدبیر را در استان گرفتید، وعده هایی دادید. برای تک تک شهروندان شهرهای این استان… اگر بگوییم گرمی شهری محروم از کم ترین امکانات رفاهی است، چیزی جز حقیقت نگفته ایم. چرا باید میان شهرها تفاوت قایل شوید. اما انگار یادم نبود که این شهر حال و روز مناسبی ندارد و نمی تواند پذیرای وزیر یا سایر مقامات رده بالا باشد…

مردم این شهر چه گناهی کردند که باید از کمبود امکانات شهرشان همیشه گله مند باشند. چه اشکالی دارد وزرای کشور عزیزمان را تک تک به این شهر بیاورید تا مصداق کامل فرموده رهبر معظم انقلاب «اگر میخواهید محرومیت را از نزدیک لمس کنید به گرمی بیایید» از نزدیک محرومیت را لمس کنند. چه اشکالی دارد برای اشتغال جوانان این شهر گامی استوار بردارید. از شما به عنوان بالاترین مقام اجرایی استان انتظار داریم. از دولت تدبیر و امید انتظار داریم در کنار توسعه سایر شهرها نیم نگاهی هم به حال روز این شهر غریب و محروم دشت مغان نیز داشته باشید. به عنوان نمونه الحاق شهرهای مغان به منطقه آزاد تجاری ارس می تواند این شهر را از رکود سنگین اقتصادی رفاهی برهاند.

به صورت گذرا به برخی از امکانات اساسی که شهروندان هر شهر و دیاری به آن نیاز دارند اشاره می کنم. البته شما بهتر و بیشتر از ما بر موضوعات مطرحه واقف هستید. ابتدا باید بررسی شود منظور از امکانات چیست؟

* معابر مناسب و درخور برای سهولت عبور و مرور شهروندان : گرمی ندارد

* مبلمان مناسب و چهره زیبای شهری : گرمی ندارد

* فضای سبز مناسب برای پذیرایی از میهمانان و سیاحت اهالی : گرمی ندارد

* اماکن تفریحی در حد ابتدایی برای رفاه حال جوانان و کودکان شهر : گرمی ندارد

* اماکن فرهنگی مختلف برای پر کردن اوقات فراغت جوانان : گرمی ندارد

* اماکن ورزشی استاندارد و مجهز برای ورزشکاران : گرمی ندارد

* کارخانه و مجتمع های تولیدی بزرگ برای اشتغال حداکثری جوانان شهر : گرمی ندارد

و ده ها مطالب مختلف که نبود هر یک از اینها داغی بر دل اهالی این شهر گذاشته است. داغی که با مهاجرت از این شهر برای بسیاری التیام و برای آنان که هنوز هم خاک خیابان های این شهر را می خورند، با وعده های رنگین تلختر می شود. دکتر خدابخش عزیز؛ من به عنوان یک شهروند اهل گرمی از شما انتظار دارم. نمیدانم که آیا این نامه ها به دست شما می رسد یا خیر اما عاجزانه تقاضا دارم اگر از اوضاع آشفته مردم این شهر باخبر شدید، نیم نگاهی هم به گرمی بکنید.

و من الله توفیق…

* علی قاسمیان (نویسنده و روزنامه نگار)

منبع:آزادلو


برچسب‌ها: آقای استاندار, گرمی, همین نزدیکی هاست
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 17:2  توسط  گرمی سیتی  | 

فرمانده ناحیه مقاومت بسیج گرمی از اجرای نمایش میدانی واقعه غدیرخم در فضای آزاد خبر داد.

سرهنگ حسن نوری در گفتگو با خبرنگار ایرنا گفت: واقعه غدیرخم با هنرنمایی ۲۵۰ بازیگر و سیاهی لشگر تئاتر عصر روز عید غدیر در محوطه باز مقابل شهرک ولیعصر عج گرمی به نمایش گذاشته خواهد شد.

وی افزود: شخصیت های تاریخی غدیر نظیر پیامبر رحمت و مولا علی ع با هنرنمایی هنرمندان متعهد و با چهره های پوشیده در بازسازی این واقعه ظاهر خواهند شد.

وی استفاده از ابزار هنر را در تفهیم آموزه های دینی و اسلامی مهم دانست و افزود: تلاش می شود با ترکیب هنر٬معنویت و عقلانیت صحنه های تاریخی حقیقت غدیر در مقابل چشم مردم بازسازی شود.

این مسوول ادامه داد: چشمه جوشان غدیر مختص به یک هفته یا مناسبت نیست بلکه در تمام اعصار جاری و ساری است.

سرهنگ نوری ابراز امیدواری کرد با استقبال مردم و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت ع در گرمی٬ جشن روز اکمال دین به خوبی به همگان نمایانده شود.

منبع:http://aieneh.blogfa.com/post-4756.aspx


برچسب‌ها: نمایش میدانی, غدیرخم, گرمی
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مهر 1393ساعت 17:34  توسط  گرمی سیتی  | 

امام جمعه گرمی در جلسه شورای فرهنگ عمومی این شهرستان بر ساماندهی مدیریت و برنامه های مساجد این منطقه به عنوان مراکز دینی تاکید کرد.
حجت الاسلام صفری گفت:به برنامه های مساجد جهت دهی مناسب صورت نگرفته و این سرمایه های عظیم معنوی نیاز به نظارت بیشتر دارند.

منبع:http://aieneh.blogfa.com/post-4700.aspx



برچسب‌ها: امام جمعه گرمی, مدیریت مساجد, گرمی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 17:32  توسط  گرمی سیتی  | 

روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است و روز حكومت اسلامي است.

Quds Day, isnt the only Palestine day



برچسب‌ها: روز جهاني قدس
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 13:49  توسط  گرمی سیتی  | 

شهادت امام علی(ع) بر شما تسلیت باد.


برچسب‌ها: شهادت, امام علی, ع, تسلیت باد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 12:12  توسط  گرمی سیتی  | 

شركت مسافربري ميثم ترابر گرمي

شماره ثبت ۱۱۳۶

ارائه سرويس به تمام نقاط كشور

آدرس: گرمي،خيابان دكتر بهشتي،جنب ترمينال صفا

دفتر: ۶۲۴۴۱۱۱-۰۴۵۲      مديريت: بهروزي ۰۹۱۴۹۵۱۸۵۰۸ 


برچسب‌ها: شركت, مسافربري, ميثم ترابر, گرمي
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 12:10  توسط  گرمی سیتی  | 

مسوولان گرمی از سردار حمایت همایون عیادت کردند

55

آزادلو : امام جمعه،جمعی از مسوولان گرمی و پیش کسوتان دفاع مقدس با حضور در بیمارستان امام خمینی اردبیل از سردار حمایت همایون عیادت کردند.
در این دیدار که موجب مسرت خاطر سردار همایون شد مسوولان، شفای عاجل این یادگار جبهه و جنگ را از خدای متعال مسئلت کردند.
حجت الاسلام صفری هشت سال دفاع مقدس را تاریخ قطور و فراموش ناشدنی ایران اسلامی دانست و گفت: فداکاری فرزندان میهن در دفاع از انقلاب هرگز از خاطره ها محو نخواهدشد.
گفتنی است؛حمایت همایون که به عنوان نماد مقاومت و پایداری گرمی محسوب می شود از ده روز قبل به علت بیماری و کسالت جسمی در بیمارستان امام خمینی اردبیل بستری شده است.


برچسب‌ها: مسوولان گرمی, سردار, حمایت همایون, عیادت
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم تیر 1393ساعت 15:47  توسط  گرمی سیتی  |